خرداد پر خاطره..

پارسال خرداد بود که باهم آشنا شدیم و عمر این آشنائی خیلی کوتاه بود. پارسال با دوست جونی رفتیم کوه و بعدش... به خاطر اتفاقاتی که توی این یکسال افتاد نتونستیم دوباره بریم کوه!!!!!!! اینقدر ما ورزشکاریم.. دوباره امسال دوست جون پیشنهاد کوه داد اونم توی خرداد... اما امسال من دلم با پارسال زمین تا آسمون فرق داره، واقعاً یکسال هم که میگذره آدم حس میکنه چقدر چقدر چقدر اومده روی سنش روی تفکرات روی عقایدش روی حس و حالش... آخی یادش بخیر پارسال توی امام زاده صالح منتظر بودیم و اومدی شروعی بود که اصلاً من فکر نمیکردم که قراره شروعی باشه و فکر میکردم که فقط یه دیدار ساده هست... اما نشد ........

امسال خوشحالم چون خیلی فرق کردم دیگه اون احساسات در من نیست شایدم این علامت خوبی نباشه و من نمیخوام ذره ای به این موضوعات فکر کنم و همش دارم سرکوبشون میکنم اماخوشحالم از این سرکوب چون شاید از ویرانی بعدش میترسم، نمیخوام اصلاً فاز منفی بدم یا حرفهام بوی ناشکری و ترس و بده اما دوستدارم دیگه نسبت به همه چی همه و همه و همه چی حتی احساساتم محتاط باشم، اما هنوزم وقتی دونفر عاشقانه همدیگرو دوست دارن لذت میبرم و اگه ناراحتم باشن ناراحت میشم و از خدا واسشون طلب آرامش میکنم.

دیشب به مامان میگفتم درسته ما همه خدا رو داریم اما بازم خوش به حال تو زمانی که مادرت و از دست دادی یه خواهر داشتی که از اول حکم مادرت و داشت و من و بابا رو هم داشتی واسه فوت خواهرت من و بابا رو داشتی واسه فوت بابا من وداشتی که دیگه بزرگ هم بودم و حالا فقط من و داری که سعی میکنم همیشه ساپورتت بکنم و حواسم بهت باشه اما از بعدش میترسم از اینکه تو یه روزی نباشی من تنها باشم اون موقع نمیدونم سر روی شونه کی بزارم و گریه کنم اما هنوز امیدوارم که من زودتر برم.

اصلاً خداجون این حرفها رو فراموش کن فقط فقط سایه همه بزرگترها رو بالای سرمون نگه دار. دوستتدارم.

/ 4 نظر / 6 بازدید
شیرین

سلام . کله پوک . سر بزن بهم.[زبان]

شیرین

سلام. پریسا که وبلاگش حذف شده. خیلی وقت هم بود که من به هیچ کس سر نمیزدم. الان فقط با سیندخت و مریسام ارتباط کمی دارم. مانی هم اوایل که بابام فوت کرده بود برام کامنت میذاشت. دیگه نمیذاره. اسم تو هم توی وبلاگم هست اما با آدرس قبلیت که بسته شده. وبلاگ جدیدت فعلا توی favorites هامه که اگه نخوایی خوب نمیذارم تو وبلاگم. از پریسا قبلا هم آدرس نداشتم خودش نمیدونم از کجا آدرسمو پیدا کرد و کامنت گذاشت برام ولی دیگه نه من به وبلاگش رفتم نه آن آمد الانم که وبلاگش حذفه . من خیلی جدی مثل قدیم وبلاگ خونی و وبلاگ نویسی ندارم خیالت راحت باشه آدرست محفوظه. خودت هم وقتی میخوای برام نظر بذاری آدرستو نزن . میخوای اسمت هم عوض کن ولی بهم بگو.

شیرین

سلام . خوبی . چه خبر؟ چرا دیگه نمینویسی؟

شیرین

سلام . عمل مهمی نبود. اره خوبم ممنون . هنوز خونه نخریدیم فعلا داریم میگردیم. درسها هم خوبن ولی خیلی سخت. تو چه خبر؟ چرا آپ نمیکنی؟ نکنه باز وبلاگتو عوض کردی ؟ از شرکت چه خبر ؟ استخدامی ندارن ؟ نمیشه آمد دوباره؟