شنبه میرم اسمم و باشگاه مینویسم که عصرها بعد از کار برم ورزش دلم تنگ شده واسه توی جمع ورزش کردن و انگیزه پیدا کردن دوستدارم اراده ام قوی تر کنم برای رزیم گرفتن الان دوست دارم کلاس موسیقی ام رو هم دنبال کنم دوستدارم کمی این زندگی یکنواختی که برای خودم درست کردم و هدفدار کنم.

دوستدارم فقط به خودم و خانواده ام و تمام چیزهای خوبی که میتونه خوشحالم کنه فکر کنم تا جای که بشه دوستدارم از مسائل حاشیه ای اطرافم دوری کنم وقتی الان فکرشو میکنم میبینم دلیلی نداره لحظه لحظه خوب زندگیمو الکی الکی بدم بره هر چی بیشتر فکر میکنم بیشتر دلم میسوزه که چرا بهترین استفاده ها رو از بهترین چیزهای اطرافم نکردم. اما باز خدا رو شکر...

الان تنهام مامان رفته مهمونی من کمی دل درد دارم نشد برم الان لپ تاپ رو پامه و توی تنهایی دارم اپ میکنم .

چقدر خوبه که اینجا رو دارم که از همه جا و از هر دری توش بنویسم. این روزا خیلی فکرم پراکنده شده چون کارم زیاده و منم زود خسته میشم.. اما با این حال حس خوبی داره از اینکه گاهی بدونم جایی هست که من بیام و روش خط خطی کنم و اونم هیچی نگه و همرو توی خودش نگه داره.

خداجونم ازت میخوام این کساییکه توی قالب دوست نزدیک بهم میشن ازم دور بشن.

دلم سفر میخواد که اونجا دریا هم باشه من کنار دریا غروب اتیش یه چای داغ با شکلات یا یه هات چاکلتم دستم باشه دلم یه کمی ارامش میخوا البته الان هم دارم کمی تغییر میخواد همین.

خداجون همیشه و همیشه مامانم و سرحال نگه دار و مریضی ها رو ازش دور کن.

/ 0 نظر / 5 بازدید